الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

343

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

و بعد از پيروزى همه را عفو كرد در حالى كه مىدانست گروهى از آنها آرام نخواهند نشست . مرحوم مفيد در كتاب ارشاد چنين نقل مىكند كه مردى از خويشاوندانِ امام سجاد عليه السلام ( بر اثر كينه‌اى كه داشت ) نزد آن حضرت آمد و به آن حضرت ناسزا گفت و ( در حضور جمع ) دشنام داد . هنگامى كه آن مرد به سراغ كار خود رفت امام به ما حاضران فرمود : شنيديد اين مرد چه گفت ؟ دوست دارم همراه من بياييد نزد او برويم تا ببينيد چگونه به او پاسخ خواهم داد . عرض كرديم : آماده‌ايم در حالى كه دوست داشتيم امام پاسخ تندى به او بدهد و ما هم از امام تبعيت كنيم . هنگامى كه امام كفش خود را برداشت و به راه افتاد اين آيه را تلاوت مىكرد : « وَالْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ » « 1 » فهميديم كه نمىخواهد سخن تندى بگويد . هنگامى كه به در خانهء آن شخص رسيد فرمود : بگوييد على بن الحسين است . آن مرد بيرون آمد در حالى كه آماده بود كه از سوى آن حضرت و همراهانش در برابر سخنانى كه گفته رفتار سويى ببيند ؛ ولى امام به او روى كرد و گفت : برادر تو به مجلس ما آمدى و چنين و چنان گفتى اگر آنچه را گفته‌اى در من بوده من از خدا طلب آمرزش مىكنم و اگر در من نبوده از خدا مىخواهم كه او تو را ببخشد . آن مرد پيشانى آن حضرت را بوسيد و گفت : آنچه را گفتم در تو نبود ، بلكه در من بود ( و به اين ترتيب غائلهء مهمى فرو نشست ) . « 2 » آن‌گاه امام در شانزدهمين و هفدهمين و هجدهمين اندرز خود مىفرمايد : « هر نعمتى را كه خداوند به تو داده است به طور صحيح از آن بهره بردارى كن و هيچ نعمتى از نعمت‌هاى خداوند را ضايع و تباه مساز و بايد اثر نعمت‌هايى را

--> ( 1 ) . آل عمران ، آيهء 134 ( 2 ) . ارشاد ، ج 2 ، ص 145